آپ

 مهدکودک

چند ماهی میشه که دخترکم به مهدکودک میره . با اینکه چند ماه گذشته هنوز نتونستم عادت کنم که بسپارمش دست یه عده آدم غریبه . هیچ وقت اولین روز مهدکودکش یادم نمی ره .تو بغل خاله مهد شیون می کرد و من هم مثل ابر بهار اشک می ریختم . دلم می خواد بزرگتر بشه تا بتونه برام از اتفاقات مهدکودک تعریف کنه .

غم انگیزترین آهنگ جهان را روی گامهای ناتوان مادری بگذار که صبح زود کودک خود را از بستر گرمش جدا نموده و به دست دیگری سپرده است و حال دارد با هرقدمی از او و صدای گریه هایش بیشتر فاصله میگیرد . چه صحنه غم انگیزی ! زنی که پشت به مادری خود بغض شکسته اش را قورت می دهد و به سرکارش می رود.دنیای بی رحمی  شده.


 

/ 0 نظر / 17 بازدید